از ازجانب منیره جان دستور رسیده بود که راجع به محل زندگیمون مطلب بنوسیم تا به انسان های مفیدی تبدیل بشویم، نکته خیلی ظریفی در این مطلب هست که به آن پی خواهید برد، که من و منیره جفتمون تهران به دنیا اومدیم، جفتمون هم تهران زندگی می کنیم اممممممممما اصالتاً کرد هستیم، بله خلاصه منیره جان از تهران نوشت و من از بیجار چون من کوچکترم کار سخته رو داد به من، ممنونم خواهر جان
خوب حالا از بیجار بگم براتون که... بیجار یک شهرستان کوچک است که در فاصله 518 کیلومتری تهران واقع شده است، از مناطق حاصلخیز کردستان است که در شرق سنندج واقع شده است، دارای آب و هوای در زمستان سرد و خشک و در تابستان معتدل است، در زبان کردی درخت بید را بی و جایگاه بید را بیجار گویند. این شهر به علت فراوانی بید به همین نام یعنی بیجار نامیده شده است. آثار و مکان های دیدنی: چشمه آب تلخ( پیر صالح) در روستای قشلاق او که برای درمان بیماری های رماتیسمی مناسب است، چشمه های خاور آب، قمچوقای و هفت آسیاب، دشت بیجار، قلعه قمچوقای از دژهای باستانی بسیار کهن کردستان است، قلعه های کهنه چنگیز و قزقلعه، شهر تاریخی صلوات آباد و پل صلوات آباد، سد خاکی قدیمی، برج آجری اوشقون بابا، بنای سنگی اوچ گنبد، مسجد جامع خسرو آباد...
غیر از چند جا از مکان هایی که در بالا ذکر کردم میتوان به بانوی آرمیده هم اشاره کرد که یک اثر هنری طبیعی محسوب می شود یعنی در دل کوهستان قسمتی از صخره ها درست مانند یک زن است که به پهلو خوابیده است و گویی که به دست استاد ماهری تراش خورده است.
از صنایع دستی بیجار میتوان فرش های نفیس بیجار را ذکر کرد که دارای بافت خاص و فشرده ای است ودارای رنگ های بسیار زیبا( خود بیجاری ها اصلا فرش تبریز رو قبول ندارند و حسابی به فرش هاشون افتخار میکنند) همچنین گلیم های بسیار جالب ذهنی بافت بیجار به این معنی که بافنده هیچ نقشه ای هنگام بافت ندارد و هر آنچه که به ذهن توانمند او میرسد آنرا می بافد. سوغات بیجار هم یک نوع حلوای مخصوص به نام حلوا سوهانی است که بیشتر هنگام سال نو آنرا درست می کنند چون روش تهیه اش خیلی خیلی سخت است و خیلی دردسر دارد و همچنین یک شیرینی مخصوص که فکر نمی کنم اسم خاصی داشته باشد.
خلاصه این که تشریف بردید بیجار سلام ما رو هم برسونید اما اگر تشریف اوردید تهران: حتما به مراکز خرید تهران خصوصا در نقاط بالا شهر تهران سر بزنید چون تا دلتون بخواد سالن مد و فشنه دوستم که تازه از آمریکا اومده بود عشق می کرد میگفت چقدر اینا خوشگلن!!! آمریکا اصلا اینجوری نیستند!
بعد اگه اهل کوه هستید درکه، دربند و البته توچال هم هست ولی من دو تای اولی رو ترجیح میدم البته باید وسط هفته برید که خلوت باشه، پارک جمشیدیه هم فضای خیلی خوبی داره، آها اگه به شکم عزیزتون هم اهمیت میدید حتما از بستنی های Ice Pack نوش جان کنید که خیلی باحاله، اگه اهل دور چرخیدن هستید خیابون ایران زمین رو فراموش نکنید، اگه میخوای بدونید کجای ایران بیشترین تعداد عمله رو داره البته با یک عالمه کتاب اونجا جایی نیست جز میدان انقلاب! اگر هنرمند هستید حتما به موزه ایران باستان و موزه هنرهای معاصر سر بزنید و همینطور خانه صبا اینا خیلی باحالن، اگر هم میخواین پروانه ای بشین و کلی هنرمند ببینید تشریف ببرید خانه هنرمندان خلاصه این تهرون هم شهر فرنگه از همه رنگه...
خلاصه که حرف زیاده و تمامی نداره من هم از دوستای عزیزم دعوت میکنم تا از محل زندگیشون بنویسند: عقیل، امیر، سکوت، دیونه، میثم
اگه بازم یادم اومد اسم دوستان رو اضافه میکنم. درود

|
+| نوشته شده توسط
مونا در چهارشنبه نهم اسفند 1385
|